معين الدين محمد زمچى اسفزارى

293

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

وى مجدد گردانيد . و شيخ در بغداد وفات يافته . « 1 » ديگر : « استراباد » . « 2 » از ولايات « 3 » بزرگ خراسان كه مداخل موفور و منافع نامحصور دارد « 4 » ولايت استرابادست كه آن نواحى را : « طبرستان » « 5 » ميگويند ، و در سوابق ايام تختگاه سلاطين عالىمقام مىبوده ، از جمله قابوس صاحب سرير آن مملكت

--> ( 1 ) - نور الدين عبد الرحمن اسفراينى كسرقى : از نامداران اقطاب صوفيه و از پيشتازان مسلك پشمينه‌پوشى است . استاد ركن الدين علاء الدولهء سمنانى بوده ، و سند خرقهء او بشيخ رضى الدين على لالا غزنوى ميرسيده است . ولادتش ماه شوال بسال 639 ه و وفاتش در شهر بغداد بعد از سال 669 ه بوده است . ( نفحات الانس - جامى ص 391 - 392 ) . ( 2 ) - استراباد : يكى از شهرهاى بزرگ طبرستان واقع ميانه سارى و جرجان ( گرگان ) است ، طول آن 79 درجه و 50 دقيقه و عرضش 4 / 3 38 درجه . ( معجم البلدان ياقوت ج / 1 ص 242 ليپزيك ) و حمد إله مستوفى مينويسد : استراباد : شهرى وسط است نزديك بدرياى خزر ، آب و هواى معتدل دارد ، حاصلش غله ، ميوه . انگور و ابريشم مىباشد . ( نزهة القلوب ص 161 ليدن ) . ( 3 ) - مج : ولايات بزرگ خراسان . مك : ولايات خراسان . ( 4 ) - مج : دارد ولايت استراباد . مك : دارد استراباد . ( 5 ) - طبرستان : « حدود آن با ولايات خراسان و عراق و مازندران و مغازه پيوسته است ، حقوق ديوانى آنجا داخل خراسان است » ( نزهة القلوب - 161 ليدن ) . و اين سرزمين را در روزگار ساسانيان « تپورستان » مىناميده و محدود است از : شمال بدرياچهء خزر ، جنوب بسلسلهء جبال البرز ، شرق بگرگان ، غرب بگيلان . و قطعهء خاكى را كه جغرافيون و مورخين اسلامى طبرستان ناميده‌اند همان است كه اكنون مازندران ناميده مىشود . و « گرگان » - كه در قديم « ورگانه » و جغرافيون يونانى « هرگانيا » و اعراب « جرجان » ميگفته‌اند - قطعه خاكى است ميانهء كرانه‌هاى خزر ، رود اترك ، مازندران ، قومس ، و خراسان كه استراباد جزء آنست ( مسالك الممالك - ابن خرداد به صورة الارض - ابن حوقل . كتاب البلدان - يعقوبى . تذكرهء جغرافياى تاريخى ايران - بار تولد . تاريخ طبرستان - ابن اسفنديار ) .